گرچه در ابتدا بینش در روانکاوی و به طور کلی در سیستم های روان درمانی مشتق از آن استفاده بسیار دارد اما معنای آن آشکار نیست تا آنجا که زیلبورگ بیان می کند: یکی از ابهاماتی که بیشترین اهمیت بالینی را دارد و بیشترین سردرگمی را ایجاد می کند اصطلاح بینش است.

به نظر می رسد بین معانی روانکاوی و روان پزشکی این اصطلاح رابطه ای پیچیده وجود دارد. درروان پزشکی بینش بدین منظور معرفی شد تا نشان دهد که بیماز از این مسئله آگاه است که علائم بیماری اش نابهنجاری یا پدیده ای بیمارگونه اند. با این وجود گرچه کلمه بینش از روان پزشکی به روانکاوی تعمیم یافته است معنای خاص روانپزشکی آن از بین رفته است.

ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که کاربرد اولیه این اصطلاح در روانکاوی کاربرد تکنیکی تخصصی نبود بلکه به نظر می رسد زمانی این واژه در تاریخ روانکاوی به جایگاه یک مفهوم تخصصی ارتقا یافته است.

لغت نامه انگلیسی آکسفورد ذکر می کند که مفهوم اصلی “دید درونی” ادراک یا دید ذهنی “بصیرت” پرده برداشتن از واقعیت با چشم بصیرت و پی بردن به ویژگی یا ماهیت امور، نظر انداختن یا نگریستن به کف از سطح می باشد و احتمالا کاربرد فعلی تقریبا محاوره ای آن تحت تاثیر مفهوم تخصصی روانکاوی بوده است.با این وجود این مفهوم که امروزه در روانکاوی به شکل تخصصی از آن استفاده می شود قطعا در فرمول بندی های فروید از فرآیندهای تغییر ریشه دارد فرآیند هایی که به بهبودی منجر می شوند.

در سال 1939 فرنچ این اصطلاح را با عنوان “بینش و تحریف در رویاها” به کاربرد. فرنچ به وضوح این اصطلاح را از روانشناسی گشتالت کهلر 1926 وام گرفت که توصیف می کرد ادراک یک حیوان آزمایشگاهی از روش حل مسئله چگونه ممکن است به طور ناگهانی به صورت یک بینش رخ می دهد. فرنچ بینش در روانکاوی را به صورت پدیده ای مشابه یعنی دریافت عملی موقعیت تعارضی در نظر گرفت . البته بینش از نظر فرنچ به خودی خود یک عامل درمانی محسوب نمی شد بلکه بینش شرطی برای تسهیل حل مسئله بود که می توانست به بهبودی منجر شود.

به نظر می رسد از نقطه نظر تکنیک روانکاوی تفاوت این بینش واقعی یا هیجانی از بینش صرفا عقلانی اهمیت اساسی دارد. آگاهی عقلانی محض در مورد منشا اختلال از دیدگاه روانکاوی به وضوح بی تاثیر است بلکه آنچه به عنوان بینش اثربخش در نظر گرفته می شود با نوعی تجربه هیجانی همراه است.

با این وجود تعریف دقیق از آنچه بینش واقعی ، هیجانی یا اثربخش را شکل می دهد مشکلاتی ایجاد کرده است. یکی از مشکلات ذاتی در یافتن تعریف مناسب برای بینش روانکاوی اثربخش وسوسه تسلیم شدن به تکرر مکررات بوده است به عبارت دیگر اگر بینش در ایجاد تغییر بی اثر باشد واقعی نیست.

شاید مفیدترین رویکرد به این مشکل متمایز ساختن جنبه های عقلانی بینش از جنبه هایی است که یا هیجاناتی  را به راه می اندازد یا مربوط به جنبه ای از حالت احساسی به عنوان بخشی از محتوای خود بینش است.

منبع:

بیمار و روانکاو. نوشته سندلر و همکاران. ترجمه دکتر نهاله مشتاق. چاپ 1394

جمع آوری کننده مطالب: مجید عباسی


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *

چهار + دوازده =


پذیرش مراجع

جهت دریافت وقت روان درمانی با متخصصین مرکز روان تحلیلی مهرسای (درمان حضوری برای مراجعین تهرانی و درمان غیرحضوری از طریق اسکایپ یا واتس اپ برای مراجعین شهرستانی و مراجعین خارج از ایران)، می توانید به شماره واتس اپ زیر پیام دهید و مشخصات خود را به همراه علت مراجعه ارسال کنید، تا در اسرع وقت به درخواست شما رسیدگی گردد. (فقط پیام دهید)

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز تخصصی روان درمانی تحلیلی مهرسای می باشد.

error: