گرین مفهوم «مادر مرده» را برای توصیف مادری به کار میبرد که از نظر جسمی حضور دارد، اما پس از یک سوگ، افسردگی یا ضربه روانی، از نظر هیجانی از کودک غایب میشود. کودک ناگهان با مادری روبه رو میشود که دیگر پاسخگو، زنده و در دسترس نیست، بیآنکه علت این تغییر را بفهمد. او برای حفظ پیوند با مادر، این «غیبت عاطفی» را درونی میکند و تصویری از یک «ابژه مرده» را در روان خود حمل میکند. پیامد این تجربه میتواند احساس مزمن پوچی، دشواری در تجربه عشق، افسردگی، بیمعنایی و ناتوانی در سرمایهگذاری عاطفی بر روابط و زندگی باشد.دلیل اینکه این مقاله هنوز اینقدر مهم است، این است که گرین صرفاً درباره افسردگی مادر حرف نمیزند؛ او نشان میدهد چگونه یک فقدان عاطفی میتواند ساختار روان را شکل دهد.
دیدگاهتان را بنویسید