بودن، اندیشیدن، آفریدن
(وقتی جنگ به محیط روانکاوی هجوم میآورَد)
Being, Thinking, Creating: When War Attacks the Setting and the Transference Counter-Attacks
Marie-Thérèse Badawi (2011)
ماری-ترِس بداوی
ترجمۀ فرشید کردمافی
و از آن پس، هرچه بَرّ و بحر و کشتی و برجوباروی بَنادر بدل گشت به عرصۀ نزاع و نبرد. و بیرقِ تیرۀ مرگ و خون بر همهجا حکمفرما شد. آه، چه بگویم؟ چه کَردهها، چه دلاوریها، چه جانبازیها که در ظلماتِ شب از دیدهها نهان ماند، بی هیچ نام و نشان و افتخاری ـــ آنهنگام که ضربتهای هر مَردِ جنگی را احدی جز خودِ او گواه نبود و کس نمیدانست پیروزیِ نهایی از آنِ کیست.
ـــ پیر کورنی، لوسید (پردۀ چهارم، صحنۀ چهار) ـــ
در معاشرتم با روانکاوانی از کشورهای دیگر، همواره مجذوبِ قابلیتی میشوم که در برنامهریزی برای آینده دارند. هرگاه یکی از همکارانم پیشنهاد کرده در پروژهای مشارکت داشته باشم، معمولاً با شنیدنِ جوابم متعجب شده است: «باید ببینیم چی پیش میاد… دوباره باید دربارهش حرف بزنیم» و پاسخم را هم بهحسابِ این گذاشته که حتماً دارم از جوابدادن طفره میروم ـــ خصوصاً اگر در آغازِ گفتوگو با او از خودم اشتیاق و انگیزه نشان داده باشم. همین معاشرتها موجب شده دریابم که فرافکنی به آینده برای هر یک از ما معنا و مفهوم کاملاً متفاوتی دارد. برای همکار من، زمانْ کیفیتی پیوسته دارد و ضرباهنگش پیشبینیپذیر است، حالآنکه من مدتها در فضا-زمانی ناپایدار و در چنگ رخدادی تروماتیک و نابهنگام بودهام: جنگ. جنگ خبر نمیکند ـــ و بعضاً حتی مدتهای مدید میپاید (چنانکه خودِ من پانزدهسالونیم تجربهاش را داشتهام)، آنقدر که دیگر برایمان علیالسویه میشود، انگار که ترومایی مدام را زندگی کنیم، در مُهلتی همواره عاریه که نمیدانیم تا کِی قرار است کش بیاید.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.